حیات خلوت

What are the wonders of my world

سیصد و پنجاه و چهار

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۲۶ ب.ظ


چه فتنه ها که از این فضای مجازی بلند نمیشه ! دیگه کافیه یه نفر یه خطا ازش سر بزنه ، چنان توی تمام اینترنت پخش میشه و چنان مردم توی کامنتها قضاوتش میکنند و حکم میبرّن براش که حس میکنه راه برگشت نداره . خدا گفته برگرد سمتم ، من میبخشم بعد خلق خدا راضی به بخشش نمیشن . واویلا ، وا مصیبتا از این همه بی فرهنگی و بی اخلاقی . هیچوقت هم هیچ کس نه از اون فیلمی که گرفته و پخش کرده وجدان درد نمیگیره ، نه اون کسی که با سر انگشتاش زشتترین ها رو تایپ و نثار یه بنده خدایی میکنه که یکی از ویژگی های وجودیش خطا کردنه . خدا به داد آخرت خودمون برسه. به دادمون برسه وقتی با زلیخامون تنها میشیم . به داد خلوتمون و فکر و ذهنمون و قلبهای مریضمون برسه . که اینا اگه برملا بشه طبل رسواییمون گوش عالم رو کر میکنه .

یادمه ترم اول دانشگاه ، یه هم اتاقی داشتم که سه سال از من بزرگتر بود و فرمانده بس.یج خواهران دانشکده بود و دختر چادری و با ظاهر مذهبی بود و سرش همیشه درد میکرد برای بحث عقیدتی . بسیار هم توی کار بسیجش اخلاق خشک و مقرراتی داشت . کلا بداخلاق بود . بسیاااار بداخلاق . جوری که کل سوییت ازش شاکی بودن و با اون یکی هم اتاقیمون همیشه در حال دعوا بود . به هر کسی هم دوست پسر داشت انتقاد میکرد که قصدتون چیه ؟ و حالا چرا این پسر ؟! خیلی رک ! از اونجایی که ایشون متاهل هم بود بعضی دوستهای شوهرش ازش میخواستن واسشون زن پیدا کنه و ایشون فقط و فقط افراد چادری رو معرفی میکرد و گزینه های خیلی خوب رو با دلیل " آخه اون چادری نیست" رد میکرد . حالت تهوع من از اون فرد و اون اتاق و ترم اول دانشگاه با شنیدن این جمله شروع شد و نکته ای که تا آخر در مورد این خانم برای من یه علامت سوال گننننده و عظیم باقی گذاشت این بود که من توی کل اون ترم ندیدم یک بار این آدم نماز بخونه ! دیدن این آدم بی نماز از دیدن اون دخترایی که با لاک ! نماز میخوندن هم حتی برام عجیبتر بود .

کم کم گذشت و من تو این مدت با تعداد بیشتری آدم تناقض دار برخورد کردم تا رسیدیم به ترم های آخر و نزدیک فارغ التحصیلی و زمزمه های استخدام و اون موقع هم قبل از گندکاری جناب وزیر بود و ما امید داشتیم هنوز ! اون روزها دوستهای خودم میومدن بهم میگفتن میدونی برای استخدام میان از خوابگاه هم سوال میکنن در موردمون ؟ و بیا چند تا نماز جمعه بریم ، چون شنیدیم نماز جمعه تاثیر داره ! اینها حرفهای یه عده جوون 21-22 ساله بود .یعنی از این سن شروع شد. آدمهایی که حتی نمیدونستن نماز جمعه چطور خونده میشه . تا ترمهای آخر دانشگاه ، تقریبا نود درصد دخترها به خاطر همین استخدام چادری شده بودند و جالبیش اینجاست الان که دیگه استخدام ها برداشته و لغو شده ، همه شون نه تنها چادراشون رو برداشتن بلکه چنان برداشتن که انگار بادهایی از جانب سوییس وزیده .

میخوام بگم هست . خیلی هست . ولی او که عظیم است و بزرگ است و با جلال و جبروت ، گفته برگرد ، بزرگترین و گنده ترین گناه رو هم کردی راه توبه بازه ... پس به نظرم ببینیم و بگذریم . دیدن نفاق حقیقتا عصبی کننده و تهوع آوره به معنای واقعی کلمه . ولی تو دلمون غصه بخوریم . ها ؟ غصه بخوریم و رد شیم ... بذاریم خودشون گناه کنن و خودشون خودشونو رسوا کنن و خودشون ریا کنن ، ما هم دامن خودمونو ورچینیم که کثیف نشه .



  • ۹۶/۰۵/۱۰
  • جیرجیرک .

نظرات (۳)

حق! و حق!
شما همیشه بنویسی همینجوری آدم کیف میکنه!
پاسخ:

خودت حقی
  • احمد احمدی
  • حق و حق!
    یاد حاج فتاح و علی فتاح من اوی رضا امیرخانی افتادم!

    آره واقعا نماز جمعه رفتن برا بعضی از استخدام ها مهم است!
    تو همچین جمع عمومی صلاح نیست در این باره ها حرف بزنم وگرنه گفتنی فراوان!!!
    گفتنی هایی از این دست که تخصص و صلاحیت را می گذراند به کناری، و معیارها برای بعضی از پذیرش ها می شوند اموری که براحتی می شود ادای شان را در آورد.
    قطعا تو این دنیا اموری هست که هیچ کس نمی تواند ادای آن ها را در آورد؛ سخت نیست پیدا کردن مصادیق این امور
    پاسخ:

    تو جوامع عمومی؟ کام آن... آره اینجا معیار رابطه ست. 
    توی میراث البرتا ۳ طرف میگفت سیستم ایران سیستم ریاست... همینارو میگف دقیقا!
    منم درسم تموم شده همه میگن برو بسیج سربازی تخفیف میدن ! چ وضعشه...
    پاسخ:

    آره دیگه ، ملاک همیناست. خدا خودش کمکمون کنه
    متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی