حیات خلوت

What are the wonders of my world

سیصد و هفتاد و هشت

چهارشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۲۵ ب.ظ

رفته بودیم خرید که دم یه مغازه جفتمون با دیدن ماگ تیمهای فوتبال چشمامون برق زد. اون اینتر خرید، من آرسنال. جفتمون هم ماگمون رو بردیم دانشگاه هامون. من تو اون گالن آرسنال، چه چایها که با چه آدمایی نخوردم. حالا دیشب با هم آخرین مسابقه مونو دیدیم و امروز صبح اون رفت که دیگه نمیدونم کی بشه با هم بشینیم سر گل نزن بودن طارمی حرص بخوریم و من ماگها رو میفرستم ته کابینت با یادآوری خیلی چیزها. از روزی که صبحها میومد بالای سرم بیدارم میکرد میگفت بیا بریم تو باغچه کرم در بیاریم تا وقتی از هم آبله مرغون گرفتیم، تاااا حالا که زیر لبم شده ذکر و دعا برای تندرستی همه جوونا، برای به بار نشستن همه زحمتاشون و برای بلند خندیدنشون که به قول مامان هیچی بهتر از دیدن بلند خندیدن جوونا نیست. مردترین مرداست برادرم... 

  • ۹۶/۰۶/۰۱
  • جیرجیرک .

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی