حیات خلوت

What are the wonders of my world

چهارصد و سه

دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ب.ظ

خیلی رو اعصابه که فروشنده ها بقیه پول آدم رو آدامس و چسب زخم و کوفت میدن. آخه پونصد تومن کمه؟ هزار تومن، دو هزار تومن کمه؟ تو یکی از سفرهام یه بار خیلی دلم خوردنی میخواست رفتم از یکی از این سوپریای سر راهی کرانچی بخرم. یه کرانچی دیدم روش نوشته بود هزار، فروشنده میداد هزار و پونصد! یه کرانچی دیگه برداشتم که پونصدی بود، هزار دادم بقیه شم بهم یه آدامس چرت تاریخ مصرف گذشته داد! یه بارم رفتم سر خیابون کشک بخرم پونصد بقیه شو آدامس داد، گفتم نمیخوام گفت خورد ندارم، منم آدامسو برنداشتم! یه بارم رفته بودم از داروخانه دارو بگیرم بقیه ش هزار و پونصد بود که بهم چسب زخم و شکلات نانی!!!!! داد. یعنی ببین این دیگه چه بی پدری بوده که رفته از سوپری نانی خریده آورده گذاشته تو داروخانه!!!!! که بقیه پول مردمو نده. از طلافروش ها و جریانات خرید و فروششون که کلا بگذریم. بعد همین آدمها اسم خودشونو میذارن مسلمون! واقعا خجالت نمیکشی ازت میپرسم چرا کرانچی هزاری رو میدی هزار و پونصد؟ لابد اگه دو تومنی بهش میدادم هم میخواست پونصدیشو آدامس بده. بعدم میگن چرا تو زندگیا برکت نیست، چرا رودخونه ها میخشکن، چرا هیچی نمیشه برامون! همون جمله ی معروف سید جمال بابا، همون! 

  • ۹۶/۰۷/۱۷
  • جیرجیرک .

نظرات (۱)

  • احمد احمدی
  • یک خاطره جذاب از همین داستان:

    چند وقت پیش توی بوفه دانشگاه نشسته بودم. میز بغلیم چند تا دانشجو نشسته بودند و خوش بودند با هم. یه دفعه دیدم یکی شون شروع کرد به جمع کردن آدامس و شکلاتایی که فروشنده بوفه به ازای پول خورد داده بود به شون. ادامسا و شکلاتا رو جمع کرد و یه پول خورد هم روشون گذاشت و رفت یه آب میوه از یارو گرفت و برگشت!

    انصافا ذوق کردم از کارش
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی