حیات خلوت

What are the wonders of my world

دویست و یک

سه شنبه, ۷ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۱۶ ب.ظ


اگه میخوای یه دختری رو نفرین کنی بگو الهی تو کلاسات تک دختر باشی ! اگرم میخوای بد نفرین کنی که بوسوووزه بگو الهی تو "آز" تک دختر باشی .



+ عاشق اینجور فیلمام . عاشق جوی هستم . عاشق آدمای جنگجوام . عاشق دخترای جنگجوام . امثال جوی برای من قابل اعتناترین و محترم ترین ها هستن وگرنه که وقتی همه چی از اول برات گل و بلبل بوده کار شاخی نکردی به هر جا که رسیدی . بعد خب عاشق چهره ی جنگجو و مصمم جی.لاو هم هستم که .


  • جیرجیرک .

دویست

دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۱۶ ب.ظ


نمیدونم چرا این روزا مردم همه ش دارن گلایه میکنن. یعنی آگاهم که معیشت زندگی سخت شده و گره های خاص توی زندگی همه هست . ولی یه جور خاصی کسی راضی نیست . میری تو زندگی ادمها میبینی خونه ی لوکس دارن ، زندگی لوکس دارن ، سفرای لوکس میرن و همه ی فصلای سال لوکس میپوشن و میخورن ، میبینی بچه ی خوب داره ، همسر خوب داره و از همه مهمتر چارستون تن خودش و اطرافیانش صحیح و سالمه ولی شاد نیست و چیزی که ازش ساطع میشه سیگنال منفیه . کلا توی دورهمی ها قبلتر بلند بلند خندیدن زیادتر بود ، ولی دیگه اونقدا به آدم خوش نمیگذره . نمیدونم دقیقا به چی میگذره ولی خوش سابق نمیگذره .



+ بابا این اسمارت فونای خدا خیر نداده رو بندازین دور . متنفرم از تکنولوژی . (اکچولی تکنولوژی رو عاشقم ولی همون تکنولوژی ای که توی دنیای خودرو فقط میخوندم و توی تلویزیون از نمایشگاه ژنو میدیدم و توی ضمیمه ی کلیک جام جم میخوندم . ولی نه این تکنولوژی ناقص الخلقه ای که به مردم رسیده)


  • جیرجیرک .

صد و نود و نه

جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۳۲ ب.ظ


هوشنگ خان : " امیر جون من طاقت بی مهری رو ندارم ، محبت غذای روح منه . زیبایی یعنی محبت .ها ؟ زیبایی که همه ش به  اسباب صورت و قد و قواره که نیستش . زیبایی به اخلاقم هست . صورت ریخت و ریز داره ، اما اخلاق ؟ ریخت و ریز نداره."


  • جیرجیرک .

صد و نود و هشت

پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۵۶ ب.ظ


به یه درجه ای از کتابخونی رسیدم که دیگه دوست ندارم کلاسیک های سوپر دراماتیک مثل لیدی فلان ها و مادام بهمان ها رو بخونم . راستش دیگه کلا دوست ندارم خیلی به زمانهای قبلتر برگردم . مخصوصا که این داستانها هم اکثرا طولانی و با تعلیق های فراوان هستند و طول میکشه تا تموم بشن . و حتی گاهی بعضی کلاسیک ها برای من انقد پر از آدم و جزییات و اتفاقات هستند که مجبور میشم برای فراموش نکردنشون روی کاغذ یادداشت کنم هر کی ، کیه ؟! و چه کاره ست . الان یه مودی هستم که دوست دارم چیزای واقعی بخونم . سفرنامه بخونم . راجع به کشورها خیلی دوست دارم بخونم . دلم میخواد مثلا یه کتاب خیلی قطور بخونم راجع به مثلا "پرو" و وقتی کتاب تموم شد یه جورایی انگار از سفر پرو برگشته باشم . یا دوست دارم خاطرات واقعی از جنگ یا انقلاب های بزرگ بخونم .

یه فیلتر دیگه هم گذاشتم . هم برای فیلم دیدن ، هم موزیک گوش دادن ، هم کتاب خوندن . اونم اینکه طرف بدها نرم . چه اونهایی که هر چند به زعم دنیا خوبن ولی با ملاک های من نمیخونن رو نخونم و چه اونهایی که کلا بد هستن . قبلا میخوندم و میدیدم و گوش میکردم . ولی از این به بعد دیگه اینکار رو نمیکنم . درسته منم موافقم که باید فیلم بد هم دید و کتاب بد هم خوند . ولی یه حدی داره . یه کمش کافیه . از یه جایی به بعد باید استاپ کرد و فقط خوب ها رو دید و هر چیزی رو وارد ذهن و مغز نکرد . چون ذهن آدم خراب میشه واقعا !


  • جیرجیرک .

صد و نود و هفت

پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ق.ظ


چرا این رژای مایعی که الان همه گیر شده رو دوست ندارم ؟ چون جای بوس باقی نمیذاره . چون به لبه ی لیوان چای دیت های زمستانی و یقه ی یار اثری نمیماند .



# دختری که رفته است رژلبی با برچسب KISS PROOF خریده است و دارد با خودش فکر میکند خب الان این افتخار است ؟ آیا این یک موفقیت برای کمپانی سازنده محسوب میشود ؟ چنین دست درازی ای به حریم محترم "ماچِ" بزرگوار را آیا میتوان تاب آورد ؟ حاشا و کلا ! آه قلبمان ! جهان دارد به کجا میرود ؟!





  • جیرجیرک .

صد و نود و شش

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۵۰ ب.ظ

با اینکه مماخ همایونی دیگه خیلی داره اذیت میکنه و تقریبا شب ها و موقع خواب عذاب میکشم ولی هنوز تصمیم ندارم برم دکتر . راستش این روزا انقد پدر و مادر درگیر بیمارستان رفتن و عیادت این و اون رفتن بودن و بابا تا صبح میمونده بیمارستان که دلم نمیاد منم اضافه بشم . نمیدونم این پاییز عجیب واقعا چه جور از سر ما گذشت . این سه ماه مدام خبر بیماری و بستری شدن و جراحی شنیدم . دیگه انقد درگیر شده بودیم که میترسیدم خودمونم یه طوریمون بشه انقد که توی بیمارستانا میمونیم . بدترین قسمتش دیدن عزیزانمون روی تخت بیمارستان بود . آدمای سر حال و با طراوتی که حالا میدیدی با اون وضع و حال بستری هستند . یه وقتایی که به مردم میگیم غصه نخور ، درست میشه ، رفت که رفت و از اینجور امیدواری ها فکر میکنند ما خیلی بی درد و نچشیده ایم ، ولی حقیقتش اینه که شاید ما خیلی بدتر رو دیدیم که حالا به این اولویت بندی و ارزش گذاری موضوعات رسیدیم که میگیم اگه به طرفت نرسیدی طوری نیست جونت سلامته این نشد یکی دیگه ! فلان ورودی و آزمون قبول نشدی که نشدی فدای سرت هنوز زنده ای دوباره تلاش میکنی ، فلان جاب و موقعیت رو از دست دادی ، اشکت در اومد پا میشی دستتو میذاری رو زانوهات که سالمن و میگی یا علی . کاشکی آدم قدر داشته هاشو بیشتر بدونه . کاشکی لااقل داشته هامو ببینم فقط ... من همیشه زندگی پر از رنج و گرهی داشتم . گره های کور حقیقتا ! ولی الان رسیدم به این که بیماری ، سخت ترین آزمونهاست . تو هر چقدرم مشکلت حاد باشه همین که رو پا هستی میدوئی ، جون میکنی ، خودتو لت و پار میکنی که گرهتو باز کنی . همین چند شب پیش داشتم به مامان میگفتم کاش آدما یهو میفتادن میمردن و هیشکی مریض نمیشد .


+خودت مریض بشی خیلی سخته ، عزیز پاره ی تنت مریض بشه خیلی خیلی سختتره .

+ توی این دوره زمونه مریضیای ناگهانی و عجیب غریب زیاد شده . شاید قبلتر مریضی فقط برای یه سنین خاصی بود ولی الان یهو خبر مریضی نوجوون چهارده ساله و جوون بیست و چند ساله رو میشنوی . مراقب خودتون باشین . غر نزنین . فقط بجنگین و زندگی کنین و برای هدفاتون خودتونو لت و پار کنین .

+ آخرین باری که گفتیم "الهی شکر" کی بوده ؟!

  • جیرجیرک .

صد و نود و پنج

سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۵ ب.ظ


قضیه از این قرار هست که شهر کتاب به مدت یک هفته ارسال رایگان به شهرستان قرار داده و من از روز اول دو کتابی که در عطششون دارم میسوزم ، یعنی مارک دو پلو و عطر سنبل،عطر کاج رو توی لیست خریدم قرار دادم ولی دیگه امروز با عزمی راسخ از تصمیم پشیمون شدم و برگشتم به 30book عزیزم که با وجود ارسال رایگان شهر کتاب ، با تخفیفی که سی بوک روی هم کتاب هم هزینه ی ارسال میزنه فهمیدم اگه سی بوک اون دو کتاب رو داشت بازم هزینه ش از شهر کتاب کمتر میشد !!! بنابراین بازم باید صبر کنم که یک روزی دوستی بخواد از جای دیگری بیاد و من بهش سفارش کتابم رو بدم . و اینگونه شد که وفادار موندم و کتابهای اولین ماه زمستان به این ترتیب شد : مرد بی وطن ، یوزپلنگانی که با من دویده اند،لطفا به من نخندید و چنین کنند بزرگان . باشد که از پای همگی راضی بلند شوم .



+ بعد برای معشوقتون نه که تکست بزنین یا اینجا و اونجا پیام بدینا ، بلند براش بخونین : یلدای به پای زلف نگارم نمیرسد :)


  • جیرجیرک .

صد و نود و چهار

دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۹ ب.ظ


چرا انقد ادل دوست دارم ؟ چون آهنگاش خیلی آکوستیک هست یا به آکوستیک نزدیکه . نمیدونم کودوم چون هیچ علمشو ندارم . ولی من آکوستیک دوست دارم و در مورد خواننده های دیگه هم وقتی بدونم ورژن آکوستیک هم داره آهنگاشون اون رو گوش میدم . از این صداهای بی واسطه ی افکت و زلم زیبوی سازای مختلف دوست دارم .







  • جیرجیرک .

صد و نود و سه

دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۷ ب.ظ


از درک نکردن افرادی که انار رو دون میکنن میریزن تو تو کاسه و با قاشق ! میخورنش و از لذت تو پوست خوردن غافلن که بگذریم ، اینایی که چیپس و پفک رو میریزن تو کاسه و دیس رو هم درک نمیکنم . چه کاریه آخه ؟! لوس شدن پفک خوردن به کنار ، تازه ظرفم کثیف میکنن ، آبم بیخودی مصرف میکنن !

آقایون ! خانوما ! دو سه تا انار رو ول میدین تو دوری مسی میارین میشینین کف زمین جلو تی وی ، انارها رو پاره کرده توسط شصت و به معیت چهار انگشت دعاگو ! دون کرده تناول مینمایید .انار رو میباس ایطور خورد. با قاشق آخه ؟!


  • جیرجیرک .

صد و نود و یک

يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ۰۶:۱۰ ب.ظ

 

نمی دانم نهان از من ، چه نیکی کرده ای با دل

که چون غافل شوم از او ، نهان سوی تو می آید

 

لاأدری

 

 

 

 

  • جیرجیرک .