داستان شفای عشق( پیشکش امام رضا ( ع) )

  • ۰۰:۵۱


تو را در همه جا صدا کردم، در تمام روزها، اما هر بار تنها پژواک صدای خودم را می شنیدم. یکبار به سرم زد که وقتی صدایت می کنم صدایم را تغییر بدهم و خودم به جایت جواب دهم. و این کار را کردم. از تو پرسیدم:کجایی؟ بعد کمی فکر کردم که بهترین پاسخ در جواب این سؤال چه میتواند باشد. آنگاه گفتم: همینجا، پیش تو...و بعد از آن دیگر همه جا با من بودی، پیش من و من دیگر خیلی شاد بودم، خیلی. هر روز تو را با خودم به جاهای مختلف می بردم و به بقیه نشان میدادم. اما حیف
Designed By Erfan Powered by Bayan