حیات خلوت

What are the wonders of my world

دویست و هفتاد و سه

پنجشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۵، ۰۳:۰۷ ب.ظ


ما خر نیستیم میفهمیم ، فقط دیگه حوصله ی بحث نداریم ! یا مسائل در نظرمون انقد چیپ شده به نسبت بدبختی های بزرگتر که میگذریم ، زمان میدیم که فراموشمون بشه یا غمش ته نشین بشه . ولی خر نیستیم .



+ این دختری که توی فیلم "متولد 65" بود ، چقد چشماش خوشگل بود !

+ آقا من به سامبادی انریکه همواره ارادت خاص داشتم ، نمیدونم چرا ! یه وقتایی بعضی آهنگا انگار اینطورین که طرف یه حرفی واقعا برای گفتن داره ، از این حرفایی هم که احتمالا هیچوقت نمیزنه .


  • ۰ نظر
  • ۰۵ اسفند ۹۵ ، ۱۵:۰۷
  • جیرجیرک .

دویست و هفتاد و دو

دوشنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۳۵ ب.ظ


مثلا شده هم که یه دونه تسبیحات اربعه گفتم بعد حمد و سوره و بعدم رفتم تو قنوت ... انقد متمرکز !



  • ۷ نظر
  • ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۳۵
  • جیرجیرک .

دویست و هفتاد و یک

يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۳۵ ب.ظ

من معنی نگاه ها و کنایه ها و ژست ها و پوزخند و ریشخند رو نمیفهمم . همونقدر که خودم واقعا هیچکودوم رو بلد نیستم بنابراین متنفرم که کسی که من رو میشناسه بخواد از این راه ها حرفش رو بزنه . بیاید هیچوقت کرکره ی گفتگو و حرف مستقیم رو نیاریم پایین . از این خوشت میاد ؟ از اون بدت میاد ؟ حرف بزن . خب عزیزم منم دوست دارم ولی دلیل نمیشه تا تو نگفتی باهات متفاوت رفتار کنم .


  • ۴ نظر
  • ۰۱ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۳۵
  • جیرجیرک .

دویست و هفتاد

چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۴۸ ب.ظ


+ تعجب میکنم از این خانمای سلبریتی که عکس از باردای و نوزاد تازه به دنیا اومده شون رو شِر میکنن و اصلا باکیشون نیست که این بچه ی خیلی کوچولوی ظریف چشم بخوره . و تعجبم از مردم هست که زیر عکس این نوزادها و مادرها با لحن بی ادبانه و ناسزا بچه یا مادر رو به باد تمسخر میگیرن . خب واقعا چه طور دلشون میاد دل یه زن رو که توی اون وضعیت دل نازک ترین آدم روی زمینه رو بشکونن !؟

+ دلم میخواد بعضی وقتها پستهای دخترونه بنویسم و یه گروهی دختر وبلاگ نویس دورم باشن اظهار نظر کنن . ولی خب نه این کار رو میکنم نه وبلاگ پر طرفداری دارم :دی


+ آدم توی زمستون دلش برای استخر تنگ میشه ها ! دلم میخواد یه گوشی سونی بخرم و عکاسی زیر آب رو استارت بزنم . متاسفانه نه گوشی ای رو قبول دارم نه دلم میاد پول بدم برای گوشی ! یه بار تیلور سوییفت یه بیکینی قرمز با خال خالیای سفید پوشیده بود ، دلم از اونا میخواد . یه بار دیگم یه راه راه سفید مشکی پوشیده بودم ، دلم اونو هم میخواد . چرا اینا تو بازار ما نیست آخه !؟



+ گرمی امسال کلا به تیکه انداختن به اقدامات نژادپرستانه ی ترامپ گذشت ، اما استون هم سخنرانی جایزه ی بفتاش در همین مورد بود ، بعد دارم فکر میکنم نکنه فقط خواص آمریکا و ما بایکوت شده هاییم که ازش ناراضی ایم و مردم کف آمریکا طرفدارش هستن ؟


+ آهنگ کیتی پری توی گرمی هم باحال بود ولی من طبق معمول حال ندارم آپلود کنم. chained to the rhythm

من توی کل گرمی ده درصدم هنر نمیبینم . بعد وقتی کیهان کلهر جایزه شو میبره چقد مردم جوگیر میشن . خود کیهان کلهر به تنهایی شونصد تا گرمی رو میذاره جیبش . یه مشت دلقک سایکوئن همگی ! البته به جز خانم ادل .


  • جیرجیرک .

دویست و شصت و نه

چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۱۵ ق.ظ


+ مث دلبستگی امنی

 مث لبخند آبادی


+ کتاب " درخت زیبای من" هم تمام شد . اولین کتابی که خوندم و با اشکام خیس شد . زه زه دلمو برد پیش بچه های کوت عبدالله . هر سطری رو که میخوندم دلم میخواست زه زه رو بغل میکردم و اونقدر تنگ فشارش میدادم که قلب کوچیکش آروم بگیره . نمیذاشتم بیشتر از سنش درد بکشه . نمیذاشتم هیشکی به درخت پرتقال شیرینش دست بزنه . زه زه من قلبم برای تو میتپه ، از وقتی خودمو شناختم قلبم برای تو میتپیده . هر بار که از ته قلبم برای ظهور منجی دعا کردم انگیزه م تو بودی و بچه های مثل تو زه زه که بیاد و روزی رو بیاره که تو و همه ی بچه های کره ی زمین با خیال راحت شیطونیاتونو بکنین و نذاره غمی بیشتر از سنتون نکشین و بغلتون کنه که غصه ای رو زودتر از سنتون نفهمین . زه زه وقتی تو داشتی از چیستی درد میگفتی من داشتم میمردم برات

"درد یعنی چه. درد به معنای کتک خوردن تا حد بی هوش شدن نبود. بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود. درد یعنی چیزی که دل آدم را درهم می شکند و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آن که بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد، دردی که انسان را بدون نیروی دست و پاها و سر باقی می گذارد و انسان حتی قدرت آن را ندارد که سرش را روی بالش حرکت دهد"،

وقتی داشتی از محبت میگفتی میخواستم همه ی جانم رو بریزم به پات

"با چنان محبتی به من لبخند زد که تمام چیزهایی را که در دنیا کم داشتم جبران می کرد .""از وقتی که واقعا محبت را کشف کرده بودم، هر چه را که دوست داشتم غرق در محبت میکردم"

و وقتی از فقر  میگفتی دوست داشتم دست و صورتت رو غرق بوسه کنم و برات هر چقدر میخوای تیله بخرم

"در خانه ما فقر به اندازه ای بود که آدم خیلی زود یاد می گرفت چیزی را تلف نکند، هرچیزی پول می برد، گران بود.""مامان به من یاد داده که انسان باید همان چیز کمی را هم که دارد با فقیرتر از خودش قسمت کند ."


+ به موازات "درخت زیبای من" داشتم "وقتی نیچه گریست" رو میخوندم . و شاید کودکانه باشه ولی هر بار حس میکردم چقدر با وجود زه زه و حرفهاش نیچه و دکتر برویر و فروید و همگی داشتن چرت میگفتن . که نیچه به نظرم برای رسیدن به سوالهاش باید شاگردی زه زه رو میکرد و چیستی و چراهاش رو از زه زه میپرسید . کاش در تمام جهان اولویت بندی علی (ع) جاری بود . کاش حضرت نوازش هنوز بود .


  • جیرجیرک .

دویست و شصت و هشت

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۵۴ ب.ظ


+ چه نسبتی باهاش داری؟

_ گل وسط هندونه مه !


  • جیرجیرک .

دویست و شصت و شش

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۱۵ ب.ظ


ٌصحبتهای خانوم ثریا قاسمی در مورد جشنواره فیلم فجر :

"بهتر است به جای همه این تشریفات و برو و بیاهای تجملاتی که این همه آدم شش ماه یا یکسال از وقت شان را برای ده روز صرف می‌کنند که آدم‌ها بیایند فیلم ببینند و بعد هم به چهار نفر سیمرغ بدهند، فکری برای ساماندهی وضعیت نا به‌ سامان هنرمندان بیکار و بیمار بکنند.به جای این کارها بیایند چاره‌ای برای حال افرادی که عمرشان را برای صنعت سینما تلف کردند بیندیشند."

نمیدونم چرا یک کشور جهان سوم که ادعای مسلمانیش گوش دنیا رو کر میکنه عملکردش باید این گونه باشه . اگر شما مسلمانید که خدا گفته حتی حج رو زمانی میتونی بری که هفت خونه این ورت و هفت خونه اون ورت نیازمند نباشند که اگر باشند تو باید به اونها کمک کنی وگرنه حج تو مقبول نیست . اگر هم مسلمان نیستید که حتما داعیه ی هنر دارید و فیلمهای سیاه رو برای نشون دادن "وضع جامعه" به دوردست ترین نقاط کره ی زمین میبرید و با افتخاااار هم میبرید ، پس این فرش قرمز امپریالیستی و این فشن شوی بیهوده ی زائد دور از مردم و بیگانه از "وضع جامعه" چیه !؟ شمایی که بعد از مراسم سوار ماشین های آخرین مدلتون میشید و میرید خونه تون در بالا شهر و حتی به لحاظ جغرافیایی هم از مردمتون جدا میشید . حج واجب شما مدعیان هنر جای دیگه ست . شما که توی تقلید از مد غرب چیزی کم نمیذارید شما فرررررق میکنید ، اولویت توی هنرمند ایرانی که کشور جهان سوم محسوب میشه با کسی که توی هالیووده فرق میکنه .


با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس فغانم

با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی


  • جیرجیرک .

دویست و شصت و پنج

چهارشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۵۹ ب.ظ


ایمان دارم که دختران شاد ، زیباترین دختران و جذابترین آنها هستند .



#سخنِ تجربه



+ قشنگه برام استایلش :



  • جیرجیرک .

دویست و شصت و چهار

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۰۴ ق.ظ


خیلی وقتا توی متن آهنگهای خارجی شنیدیم که "you feel like home"  یا " Whenever I'm alone with you You make me feel like I am home " again و ...

هیچی ، فقط جالبه که "خوونه" ، "مکان" نیست ، " حس"ـه  یا حتی یک "شخص"  ... از قشنگیای ادبیات انگلیسی !


منم میگم اگه آدمی مث "خوونه" خوبه ، بغلش "وطنه" لابد .



  • جیرجیرک .

دویست و شصت و سه

دوشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۱۰ ب.ظ


هر وقت دیدین علیرضا بدیع شعر گقته و حجت اشرف زاده خونده ، بدونین که قراره هزار پلاسکو تو دلتون آتیش بگیره و رو سرتون آوار شه .


و عشق آمد و با شوق انتخابم کرد
مرا که شهر کر و کور ها جوابم کرد
....

و عشق آمد و دستور داد: حاضر شو!
در این کویر نمان چشمه ای مسافر شو!

....

  • جیرجیرک .