حیات خلوت

What are the wonders of my world

چهارصد و پنجاه و دو

سه شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۵۵ ب.ظ

موضوع بحث فلسفه ی امشب برنامه ی  «چشم شب روشن»، رابطه ی تنهایی و رنجه. موضوع بحث انقد خاص و دلچسب تا حالا تو تلویزیون داشتیم؟ یادمه یه جکی بود میگفت شبکه چهار حتی اگه پو*رن هم پخش کنه کسی نمیبینه. خب آخه شبکه به این عزیزی و جذابی. مصداق بارز  « سخن نو آر...»


  • جیرجیرک .

چهارصد و پنجاه و یک

يكشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۳۸ ب.ظ

« ما شفاهی هستیم، سماعی هستیم، قصه رو دوست داریم.» 

رضا رشیدپور چه قشنگ و درست گفت :)


  • جیرجیرک .

چهارصد و پنجاه

شنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۲۳ ب.ظ


من تا حالا ایرانو اینجوری ندیده بودم. امروز تو راهموت از یه روستای کوچیک و خیلی ساده رد شدیم، یه جایی رو مشخص کرده بودن برای جمع آوری کمک برای مردم کرمانشاه. آخه واقعا آدم اشکش در میاد. کی از شما انتظار داره آخه عزیزای دلللل؟! بعد خب این روزا مردم کرمانشاه دیگه دارن دست مردم که میرن کمک و امدادگرا آب و چایی میدن. بابا ما دیگه روی هر چی بزرگواری سفید کردیم به خدا. ما! مردمی که روزانه مثل گرگ میخوایم بریم تو دل همدیگه، مصیبت یادمون میاره که چه قدر همو دوست داریم. حالا دیگه کوردا قشنگ میدونن گوشه دل ایرانن. دیگه قشنگ میدونن تیکه پاره جون مام وطنن که اینجوری برا داغ بچه ش دست و پا میزنه و از خود مایه میذاره.


  • جیرجیرک .

چهارصد و چهل و نه

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۹:۰۲ ب.ظ


ولی واقعا رانندگی خسته کننده ست. من که خیلی دوست دارم صندلی بغل بشینم راحت. مثل وقتایی که با دَد میریم خرید. اون راننده میشه، من میرم خرید. هر چی هم بخرم بیارم در حین رانندگی میگه یه دونه بده، یه تیکه بده. همیشه خرید آخرم نونه. یعنی بابای من به انواع و اقسام نون در سطح کشور و خاورمیانه علاقه داره. هر شهری هم میریم اول میگه بریم نون بخریم ببینیم نونای اینا چه جوریه؟ خلاصه دوست دارم که بشینم صندلی بغل، بگه یه لقمه بده. البته شاید الان که خسته ام اینجوری دلم میخواد. من میخوام همیشه مستقل و بی نیاز باشم. میخوام بتونم رو پای خودم وایسم و دیگران هم روم حساب کنن. برای همین شغل نون و آبدار میخوام که بتونم باهاش ماشین خودمو بخرم. چه قدر دلم ماشین میخواد. البته ماشین یکیشه. همیشه هم میخوام که شاغل باشم، شاید آدم حتی ازدواجم کنه، به هر دلیل شوهر نتونه کار کنه، اتفاقی بیفته خدایی نکرده یا هر چی. 


* روزای تعطیل مثل امروز که خیابونا خلوته، بزنین بیرون. قشنگی شهر؟ خیابونای خلوت و نیمه تاریک و کوپلای دست تو دست که خلوت رو غنیمت شمردن :)

** اینستاگرام رامبد خیلی دلگرم کننده ست. ویدیوهاش از کرمانشاه با جزییات گزارش خوبی میده. ماچ بهش


  • جیرجیرک .

چهارصد و چهل و هشت

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۶:۰۴ ب.ظ


ببین حالا من کار ندارم شما چه جور با کانسپت عشق برخورد میکنی و چه جوزی تعریفش میکنی که اسم هر مومنت آو پشن رو میذاری عشق و عقیده داری آدم همزمان میتونه عاشق چند نفر باشه (پر واضحه که منظورم عشق زن و مردیه) یا یه لحظه هایی عاشق چند نفر باشه یا هر تعریف دیگه ای، ولی من همسایه مون رو که میبینم بعد از هفتاد سال زندگی مشترک دست همسر کهنسالشو میگیره از پله دم خونه میاره پایین و دست میندازه گردنش راه میره و دست تو دست میرن پیاده روی و تو خونه موهای همسر بیمارشو شونه میزنه رو میگم عشق و دیگه هم حرف نباشه!


  • جیرجیرک .

چهارصد و چهل و هفت

جمعه, ۲۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۴۰ ب.ظ


هیچوقت اگه کسی رو تو کار قبول دارید و فکر میکنین این چه قدر اطلاعات داره، چه قدر خفنه، چه قدر خاصه، در مورد کل وجوه شخصیتش اینجوری قضاوت نکنین. خیلیا هستن خفنن ولی زندگی شخصیشون به معنای واقعی کلمه فاجعه ست. به قول شعبان/علی که دفعه ی آخری که اومده بود دانشگاهمون گفت روابط رو یاد بگیرین، اینو از کسی قبول کنین که توی کارش فلان و فلانه ولی از زندگی شخصیش چندان راضی نیست. با لحن بدتر از این گفت ولی من خواستم ملو کنم... 


  • جیرجیرک .

چهارصد و چهل و شش

پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۴:۰۸ ب.ظ

توی بعضی محیط های کاری، مخصوصا اونجاهایی که سمت ها زود جا به جا میشن، همه گرگن. باید تو هم گرگ باشی، نباید بره باشی وگرنه حذفت میکنن، از توشون بیرون میشی. برای آدمهایی مثل من که خانواده مون اینطوری بوده که هی گفتن  «زشته» و اینکارو بکن اون کار رو نه سخته که حتی هضم کنیم شرایط رو. البته نمیگم گرگ بودن خوبه، نه کار درست همونه که خوب باشی و به همه احترام بذاری و به کسی بدی نکنی. ولی وقتی یه سیستم کل اجزاش این رویه شونه، تو هم ناچار میشی. 


  • جیرجیرک .

چهارصد و چهل و پنج

پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۱:۳۸ ب.ظ

ما به فردا میگیم  «قتل بیست و هشتم». دیروز که چهارشنبه ی آخر ماه صفر بود رو هم براش حرمت زیاد قایلیم. هر کس هیچ وقت سال نذری نداشته باشه دیگه یکی از این دو روز رو داره. عزاداری برای پیامبر رو هم به سنگین ترین وجه میشه تو آب/ادان دید. نوحه خونهای سیاهی که مو رو تن آدم سیخ میکنن به معنای واقعی. ماه محرم اگه دلتون یه گوشه دنجی خواست، سفر کنید جنوب و شخصیتها رو از متن نوحه های حماسی جنوبی ها دوباره بشناسید. 

فریاد یا محمدا 

  • جیرجیرک .

چهارصد و چهل و چهار

پنجشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۱۰ ق.ظ

میترسم و تنهام و به اندازه کافی نخوابیدم. چرا آدمایی که ازمون دورن نمیفهمن که ما نگرانشون میشیم باید در دسترس باشن یا حداقل از خودشون یه خبری بدن؟

خیلی نامردیه. 


  • جیرجیرک .

چهارصد و چهل و سه

چهارشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ب.ظ

حالا درسته که ایمنی ساختمان هم خیلی خیلی مهمه، درسته که ساختمونایی تو ژاپن هست که در برابر زلزله 8 ریشتری هم آخ نمیگه ولی کاش همون موقع که زمین لرزه اومده بود دیگه تو نمیرفتن. 7.3 خیلیه ها. بمب اتمه بابا. سخت افزار بعد مهم و بزرگیه ولی آگاهی هم خیلی شرطه. آگاهی نه فقط مردم، دستگاه ها، ارگان ها و همه.


+ برای سلامتی سربازا دعا میکنم. اونا که همیشه جلوترین ردیفن.


  • جیرجیرک .