حیات خلوت

What are the wonders of my world

دویست و بیست و نه

چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۴۵ ق.ظ


یکی از کارام که رو اعصاب بابامه اینه که رو کانتر میشینم . بعد خب نمیدونه که ، وقتی نیست من حتی دراز میکشم رو کانتر و مثلا با تلفن صحبت میکنم .



+دارم به نظام سرمایه داری و فمینیسم فکر میکنم . هیچوقت شده فمینیستا به نظام سرمایه داری انتقادی داشته باشند ؟!

+یکی از حسرتای زندگیم اینه که بعضی آدمهای موردعلاقه م تریبونشون کانال تلگرام و یا صفحه ی اینستاگرامشونه و من دستم ازشون کوتاهه .یکی دیگه از حسرتامم اینه که گوگل پلاس محترم و فاخر انقد خلوته و اینکه فیلترم هست ، چرا آخه ؟!


  • جیرجیرک .

دویست و بیست و هشت

دوشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۴۱ ب.ظ


داشتم مصاحبه ی نیکی کریمی با برنامه ی آبان رو میدیدم . حرفای خوبی میزد . حرفاش از اون جنس حرفایی بود که من براشون سر تایید تکون میدم و لایکشون میکنم . اینکه علی رغم قبول این نکته که جامعه ، جامعه ی مردسالاری هست زنان ایرانی جز اون دسته از زنانی بودند که برای حق خودشون تلاش میکردند . و این احقاق حقه به میزان "عزت نفس" اون زن بستگی داره . به نظر من هم این عزتی نفسی که ایشون گفت نکته ایه که شاید خیلی دخترای توی رابطه ی ما فراموشش میکنند . جلوتر داشت میگفت همونقدی که فمینیستم و از معضلات زنان میگم همونقدم میگم که این حقوق گرفتنه و چیزی نیست که تو سینی بیارن بدن به شما . یعنی یه چیزیه که باید مطالبه بشه و این کاملا درسته . جای دیگری از تکیه ی بعضی زنها بر زنانگیشون گفت . سوای این بحث پیرامون زن ، دیدگاهش رو درباره ی اظهار نظر در مورد مسائل روز گفت و اینکه وقتی اونکاره نیستی در مورد اون کار هم نظر ندی . من همیشه با خودم میگم مردم از کی یه پا کارشناس مسائل سیاسی و ورزشی و اجتماعی و همه چی شدن ؟! آگاهی به مسائل روز واجب و لازمه ولی اظهار نظر و قضاوت و جکم صادر کردن کار هر کسی نیست . نیکی کریمی آخر صحبتهاش توصیه ای کرد که اونم خیلی دوست داشتم . کلا تک تک حرفاش رو دوست داشتم . متفاوت و جذاب و باب دل !  برخلاف نظر مردم که همه بهش توپیدن که مغرور و "تو خالی" بود . یه کسی بشینه بی تخصص راجع به فلان مساله سیاسی اظهار نظر کنه اونوقت خیلی خفنه و تو خالی نیست ؟! هر کس کاش یاد بگیره قد دهنش حرف بزنه .



+ از اینکه مکث میکرد بعد جواب میداد خوشم اومد . یه خصلتیه که برای خودم رویاییه و توی آدمهای کمی دیدمش .

+نیکی کریمی دومین نفریه که با مصاحبه ش نظرم در موردش عوض شد . اولیش هانیه توسلی بود که مصاحبه ش با فریدون جیرانی رو سه بار دیدم . خیلی خوشم اومد که بازیگر تو خالی ای نیست ... چقدر آدمای پُر رو دوست دارم . سکسی ترین آدمها ، پرُ ترین آنهاست . جیرجیرک علیه الرحمه .

+ خیلی کم از نیکی کریمی فیلم دیدم .

+ وژدانا خیلی خوشگله . چه نیم رخی داره ! در کل طول مصاحبه داشتم از زیباترین نیمرخی که به عمرم دیدم لذت میبردم و فتبارک الله احسن الخالقین میگفتم :دی لامصب مث نقاشیای مینیاتوری میمونه . چقدم ساده و بی زلمزیمبو .

+ چرا نامداری انقد خز و خیل شده ؟ اصن لحنش خیلی بد شده . دستشو از زیر چادرش میبره پشت شونه ش . یعنی چی آخه ؟ میخوای کمرتو بخارونی ؟ از دو تا دستشم که چیز میز آویزون بود حواس آدمو پرت میکرد . مجریم مجریای قدیم ... لحنننننش چرا اینجوری شده ؟؟؟؟!!!! وا !


  • جیرجیرک .

دویست و بیست و هفت

يكشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۴۸ ب.ظ


مامانم میپرسه عروسک گردان جناب خان کی بود ؟


ما همه مون میشوریم بر مامان که عروسک گردان چییییه ؟ عروسک چه صیغه ایه ؟ جناب خان آدمه ، خون آبودان تو رگاشه ... رییس شعب لبو فروشی دنیا و مالک پاری سن ژرمن و عروسک ؟؟؟ حرفا میزنیاااا ... جناب خان انسان کامله !!!



+ من خالص ترین قربون صدقه هام برای دو نفر بوده ، یکی برای عکس بچگیای خودم یکی هم جناب خان ! یعنی اون طوری که براش میکوبم به سینه و میگم الهههی من فففداااات ، برای دلبر نداشته م نمیکنم .


  • جیرجیرک .

دویست و بیست و شش

يكشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۲۳ ب.ظ


secret little rendezvous
midnight driving with the windows down
going places We can't even pronounce
to do whatever we've been dreaming about


نه که فقط تیکه های آهنگ رو نوشته باشم ، دلم قرار یواشکی میخواد . واقعا !



  • جیرجیرک .

دویست و بیست و پنج

يكشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۲۳ ب.ظ


بوی چای به و دارچین که با بوی گلای نرگس تو هم میره هم آدم رو مومن میکنه !

به های پشت پنجره خشک شده ، چوبای وحشی دارچین نه از این خشکلای لوله کرده ، گلای نرگس توی پارچ سفال ، قوری گل قرمزی که مادربزرگ گذاشته بوده توی جهاز مادر ، پولکی زعفرونی ، مجمه ی مسی ...

مامانم خیلی با سلیقه ست . چرا من بهش نرفتم جای بسی سوال داره .


+

کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من

خود ندانستی بجز تو جان معنی دان من

غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود

هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من

سخت نازک گشت جانم از لطافت‌های عشق

دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من

رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو

چرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من

تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم

چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من

چون بپوشد جعد تو روی تو را ره گم کنم

جعد تو کفر من آمد روی تو ایمان من

ای به جان من تو از افغان من نزدیکتر

یا فغانم از تو آید یا تویی افغان من


مولانا

  • جیرجیرک .

دویست و بیست و چهار

شنبه, ۲۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۷ ب.ظ


یه وقتایی خسته و له م که مشکل پیش میاد ، که گره ایجاد میشه . ولی کم نمیارم و اقدامات لازمه رو انجام میدم . تهش خسته ترینم ولی از خودم راضیم . شاید زندگی همین کم نیاوردنه و ول نکردنه ست . تاااا اون لحظه ی کوچکی که صداش میکنن : خوشبختی !


  • جیرجیرک .

دویست و بیست و سه

جمعه, ۲۴ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۳۱ ب.ظ


♪ I'd pluck a fair rose for my love ♪
♪ I d' pluck a red rose blowing ♪
♪ Love's in my heart ♪
♪ A-trying so to prove ♪
♪ What your heart's knowing ♪
♪ I d' pluck a finger on a thorn ♪
♪ I d' pluck a finger bleeding ♪
♪ Red is my heart ♪
♪ Wounded and forlorn ♪
♪ And your heart needing ♪
♪ I d' hold a finger to my tongue ♪
♪ I d' hold a finger waiting ♪
♪ My heart is sore ♪
♪ Until it joins in song ♪
♪ Wi' your heart mating. ♪



  • جیرجیرک .

دویست و بیست و دو

پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۱۲ ب.ظ


بغل نگو ، بگو وطن ...
به قول منصور ضابطیان : هیچ کجا عزیزتر از وطن نبود .


  • جیرجیرک .

دویست و بیست و یک

پنجشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۳۶ ب.ظ


بوی زیر گلوی نوزاد بااااای کلوین کلاین ...

بوی کولر آبی بااااای چزاره پاچیوتی ...

بوی روسری مامان بااااای دولچه اند گابانا ...

بوی موی خیس بعد از حمام بااااای دیویدوف ...


  • جیرجیرک .

دویست و بیست

چهارشنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۱۳ ق.ظ


برای من غزل نخونین زیرا که خطر عاشق شدنم هست . آدمهای اهل غزل و خوش سلیقه ها در انتخاب غزل و تک بیت و تک مصرع ، این آدمهایی که به اقتضای شرایط یک غزل تر و تازه رو میکنند خطرناکند . یک هو برمیگردند که سلاااام حضرت دلبر سلااام قرص قمر ... همینهایی که میزنن رو شونت میگن یه سوال داشتم ؛ آن که بی باده کند جان مرا مست ، خب ؟ کجاست ؟! یا مثلا دیر کردی شاکی طور میگن : من نشستم بروم می بخری برگردی/ترسم این است مسلمان شده باشی جایی آخه !




  • جیرجیرک .