حیات خلوت

What are the wonders of my world

دویست و شصت و دو

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۳۹ ب.ظ


 کاری که این تکنولوژی ها کرده اینه که دانش رو وسیع میکنن ولی عمق نمیدن . دانش مهمه ولی بدون بینش به درد نمیخوره .اصلا به درد نمیخوره .یعنی در واقع بینش یه پله جلو تر از دانشه به نظرم . یعنی اول به بینشی باید رسید و بعد دانش رو وسعت داد . انتقادی که من از دهه هفتادی ها دارم هم همینه . دانش وسیع دارن و فکرم میکنن شاخ غول شکستن در صورتی در بینش نزدیک به صفر هستن . هستیم در واقع .




+ یه سوالی دارم . نسبی بودن خوبه یا بده ؟! حد و حدودی داره ؟ موضوعاتی که نباید موضع در برابرشون نسبی باشه کودوم ها هستن ؟!

هم اینوری هم اونوری بودن ، هم این آدمو دوست داشتن هم اون آدم رو . نسبی بودن جلوی انقلابی بودن رو میگیره . آدم ایدئولوژیک نمیشه به نظرم . آدم باید ایدئولوژیک باشه ؟

  • جیرجیرک .

دویست و شصت و یک

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۱۱ ب.ظ


یه یک هفته ایه شلوغ پلوغم . نه درست حسابی کتاب خوندم نه درست حسابی به یکی دو تصمیمی که باید بگیرم فکر کردم . باید برم یه دوش درست درمون بگیرم بعد بشینم با مغز باز به این یکی دو تا تصمیم فکر کنم . دوستم ، همون دوستم که بهترین دختر کره ی خاکیه بهم گفت تلگرام نصب کن رو لپ تاپت هر از چندی گپ بزنیم. فقط و فقط به خاطر اون اینکارو کردم و الان مث سگ پشیمونم و اصن عین خوره افتاده تو مغزم . از شلوغی و هرج و مرج بدم میاد . از اپلیکیشنایی که هر آن ممکنه یکی یه چیزی بهت بگه بدم میاد . از خونه ای که پر چیزای تزیینیه بدم میاد .کلا از کانسپت عروسیای الان بدم میاد . از رفت و آمد با آدمای زیاد انرژی بگیر و زیاد حاشیه درست کن و زیاد حرف بیار بدم میاد . دلم میخواد همه چی توی خلوتترین و بی چیز ترین حالت ممکن باشه . بهم بگید بشین یه کم فکر کن و کتاب بخون . باید امشب بیدار بمونم تصمیمامو مکتوب کنم . آره نیازه بیدار بمونم.




+آقا شما هم باباتون از حموم میاد بیرون براش کل میکشین ؟! (البته با وجود همه ی اختلافات و دلخوری ها و ... )

یا فقط من انقد لوسم ؟

+ کاش میتونستم کسی ازم تعریف میکنه بگم ممنون یا نظر لطفته یا فلان . نگم نه بابااااااا و بعدم تلاش مصرانه نکنم برای اینکه به طرف ثابت کنم داره اشتباه میکنه . در حقیقت که متنففففرم کسی ازم تعریف کنه .


  • جیرجیرک .

دویست و شصت

شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۰۵ ب.ظ


حالا دیگه هر کی اپلای کنه ریجکت شه میگه به خاطر گندکاریای ترامپه .


وگرنه که تو تموم صلاحیتای ام آی تی و هارواردو داری ...




+ بذاریم ترامپ اول حرکت بزنه ، حمله کنه یا هر غلط دیگه بعد شروع کنیم به مرثیه سرایی و تخم ناامیدی و ترس پراکندن . عزاداری برای اتفاقی که نیفتاده یه وقت انگیزه ی چهار نفر مخاطبمون رو هدف نگیره ! اونم توی این اوضاعی که با خیاری که نمک میپاشی بهش (نماد امید به زندگی:دی) میشینی پای اخبار جهان ، نیهلیست پا میشی .


  • جیرجیرک .

دویست و پنجاه و نه

جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۳۹ ب.ظ


یه جیب بغلی داره این کت آقاها که قایمه ، مثلا دست میکنن زیر کت ، عینکشون یا کارت شناساییشون رو در میارن ، دلم میخواست گنجشکی بودم و میرفتم اونجا کز میکردم گرم میشدم . اصن اون جیبه خود پناهگاهه امنه . باید صلیب سرخ تو دستور کارش قرار بده . همیشه یه آقایی دست میکنه تو این جیبش حواسم میره سمتش دلم میخواد بدونم چه خبره توش !؟


+ میدونم ، خدا شفام بده .


  • جیرجیرک .

دویست و پنجاه و هشت

جمعه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۲۷ ب.ظ


میگم هوای بهاری شده ، نگو دامن گل گلیه تو پوشیدی !



+ دروغ میگه خیلیم هوا سررررده .


  • جیرجیرک .

دویست و پنجاه و هفت

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۴۲ ب.ظ


شما هم این روزا با آهنگهای دهه فجری تلویزیون پرت میشید به زمستونای دبستان و راهنمایی و تمرین سرودها و معلم پرورشیا و شیطونیای بی حدددد با هم کلاسیا ؟! من که هنوز که هنوزه حفظم همه شونو و میدونم کجا رو زیر باید بخونم کجا رو بم حتی ! :دی



+ خاطرات دبستان بوی پوست نارنگی میده .


  • جیرجیرک .

دویست و پنجاه و شش

پنجشنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۰۳ ب.ظ


" I like being safe... That’s what really turns me on, feeling safe.”


جی.لاو تو مصاحبه ش گفت . باهاش صد در صد موافقم . فقط امن خوبه . اصن کلا همه چی ! رابطه ، احساس ، موقعیت ، تصمیم ها ، ... همه شون امنشون خوبه . بقیه ش تنش و ناارومی و عصبی بودن میاره و باید ترک کرد .


+ فیلم the edge of seventeen خوب بود و بازی هیلی استاینفیلد با اون سن کم خیلی خوب بود . وقتی تو 13 سالگی نامزد اسکار میشه دیگه ببین چیه .

+ آهنگ believer از ایمجین دراگنز هم قوی بود .


  • جیرجیرک .

دویست و پنجاه و پنج

چهارشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۰۶ ب.ظ


در جهان سوم به "کپی" میگن مهندسی معکوس . یه پریز ساخت چین رو باز میکنن ببینن چینیا چی کار کردن ، همون کارو عینا تکرار میکنن و میگن "مهندسی معکوس" کردیم . بعد فقط موندم چرا ته "مهندسی معکوس"هاشونم به ارور میخورن !؟خیلیه ها ! از رو دست هم غلط بنویسی ... بعد حالا شما از پریز بگیر تا تجهیزات پالایشگاهی و راکتور و ... . ما ته تهش هیچی از خودمون نداریم و باید یکی دیگه دون بپاشه جلومون . یکی یکی نخبه های مملکت دارن از کشور میرن بعد هنوز که هنوزه هر بار میری پالایشگاه میگن فلان قسمت اتاق کنترل تو جنگ بمب خورده و ما علمشو نداریم درستش کنیم ، من باور نمیکنم ! توی عمل جهان سومیم ولی توی علم از خیلیا بالاتریم . میدون فقط بدن !



+ یه بارم یه خارجی رد شد از کنارمون بهمون گفت : stupid third worlders


  • جیرجیرک .

دویست و پنجاه و چهار

سه شنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۴۳ ق.ظ


هر بار میفهمم یکی کورده ، یهو قلبم به تپش در میاد . تازگیا فهمیدم "حبیب" سریال لیسانسه هام کورده . تو فیلم زشتش کردن ولی ولک خودش خیلی قشنگه . اکچولی دست راس پولدارک رو تو جذابیت از پشت بسته :دی اونم چشای نوید محمدزاده . بعد چرا واقعا کردا انقد چشاشون خوشگله؟ چرا سیبیل انقد به مرداشون میاد ؟ آب و هواشون لابد مولکول جذابیت داره . بژی کورد آقا بژی کورد !


+ بوها ولی اینجورین واقعا که همه ی خاطرات و حالات و حس های آدم رو تو خودشون ضبط میکنن که تو بیست سال بعدم که مثلا بوی ادکلن آدیداس رو بشنوی پرت بشی توی ترم یک دانشگاه و احوالات جو غریبه برات تداعی بشه ... اینجوریه که شاید بعضی بوها با اینکه واقعا بوی خوبی دارن ولی آدم ازشون متنفره ...



  • جیرجیرک .

دویست و پنجاه و سه

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۱۱ ب.ظ

 جدیدا دارم یک مجموعه ی دیگه ای درست میکنم به اسم " مَثَلُ نورِه ..." ، و از باریکه های نور و نورهای خاصی که میشه دید عکس میگیرم .

هر چی تو بچگی سعی میکردم بگیرمش تو مشتم و نمیشد این روزا دارم با عکس گرفتن ازش بهش میرسم .


  • جیرجیرک .